لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

چگونه تعهدات ضریب k را در دانشگاه علوم پزشکی ایران آغاز کردم

همانطور که قول داده بودم، نحوه شروع تعهدات ضریب k در دانشگاه را خدمتتان عرض می کنم که لطف و عنایت ویژه دیگری از سوی پروردگار یکتا در حق این بنده اش بود.

دوره دکترای تخصصی (PhD) در رشته سم شناسی-داروشناسی (Toxicology-Pharmacology) را از گروه سم شناسی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خرداد ماه ۱۳۸۷ با موفقیت به اتمام رساندم. قبل از اینکه درسم تمام بشود دنبال اعلام نیاز از یک دانشگاه بویژه در تهران بودم، چون در تهران ساکن بودم. پایان نامه من جزو اولین پایان نامه ها در زمینه نانوتکنولوژی پزشکی بود و استاد راهنمایم با اینکه قول داده بود من را در گروه نانوتکنولوژی پزشکی دانشکده فناوریهای نوین دانشگاه علوم پزشکی تهران بکار بگیرد، قولش را مانند بسیاری دیگر فراموش کرد (توضیحاتش بماند برای فرصت مقتضی). تنها کاری که کرد این بود که گفت: دانشگاه علوم پزشکی ایران درصدد است که گروه نانوتکنولوژی پزشکی تاسیس و راه اندازی بکند. یک نامه به من داد و گفت برو نزد دکتر بهرام بلوری (که اکنون فوت کرده اند). من هم رفتم. ایشان گفتند: درست است. بله، دانشگاه علوم پزشکی ایران در حال راه اندازی و تاسیس دپارتمان نانوتکنولوژی پزشکی است. اما باید یک سخنرانی بکنی تا یک سری از اعضاء هیات علمی توانمندی های شما را ارزیابی بکنند. من بجای یکی، چند سخنرانی انجام دادم. بالاخره بعد از چندین ماه رفت و آمد گفت: دانشگاه با انجام ضریب k شما موافقت نکرده است. با توجه به اینکه من در انجام طرح نیروی انسانی مخیر بودم و هنوز می توانستم از طرح نیروی انسانی استفاده کنم، به ایشان عرض کردم پس اجازه بدهید تا طرحم را که ۲ ساله است در دانشگاه انجام بدهم. ایشان نامه من را به مسئولین ذی ربط در دانشگاه علوم پزشکی ایران ارجاع داد و آنها موافقت کردند. نامه اعلام نیاز طرح را به من دادند و من بردم وزارت بهداشت، قسمت امور هیات علمی که آنها هم به دبیرخانه شورای آموزش داروسازی و تخصصی ارجاع دادند که مسئولش دکتر شریف زاده بود که اتفاقا" از اساتید گروه سم شناسی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود یعنی گروهی که من از آن فارغ التحصیل شده بودم. در نامه اعلام نیاز ذکر شده بود که دانشگاه علوم پزشکی ایران در حال راه اندازی و تاسیس گروه نانوتکنولوژی پزشکی است و از ایشان (یعنی من) در این گروه استفاده خواهند کرد. اما همچنین نوشته بودند که از من در هر جا که دانشگاه صلاح بداند نیز استفاده خواهد کرد. به همین دلیل دکتر شریف زاده ایراد قانونی گرفت و گفت که برو و از دانشگاه بخواه که اعلام نیاز را محدود به همان گروه نانوتکنولوژی پزشکی بکند. نامه ای به دانشگاه نوشتند. وقتی دکتر بلوری نامه را دید برآشفت. گفت که این توهین به دانشگاه است و دانشگاه خودش بهتر می داند از نیروهایش چگونه استفاده کند. نامه رفت دفتر معاونت آموزشی دکتر پازوکی که الآن رئیس آن دانشگاه است. نامه را نگهداشتند و جواب ندادند. من مرتب پیگیر بودم. رفتم وزارت بهداشت نزد دکتر شریف زاده. ایشان مرا ارجاع می داد به دانشگاه و می گفت برو جواب نامه را بیاور. دانشگاه علوم پزشکی ایران می رفتم، جواب نمی دادند. یک روز بست رفتم دفتر معاونت آمورشی نشستم تا جواب بگیرم. بعد از حدود ۲ ساعت منشی دفتر گفت "آقای دکتر، چند نفر دارند برایتان دعا می کنند؟" عرض کردم: چطور؟ گفت: چون خود دکتر شریف زاده الآن زنگ زده و دارند در مورد شما با دکتر پازوکی صحبت می کنند. خلاصه جواب نامه را به وزارت بهداشت فرستادند. من رفتم وزارت بهداشت، دفتر دکتر شریف زاده. دیدم دکتر برافروخته و با حالت بسیار عصبانی به من گفت: تو اصلا" معلوم هست می خواهی چکار کنی؟ گفتم: چطور؟ گفت: تو می خواهی بری گروه نانوتکنولوژی پزشکی یا گروه فارماکولوژی؟ من که کاملا" گیج شده بودم گفتم من اطلاعی از گروه فارماکولوژی ندارم و روی درخواستم برای گروه نانوتکنولوژی پزشکی هستم. ایشان گفت برو دانشگاه و بگو اعلام نیاز را برای گروه نانوتکنولوژی پزشکی بزنند. گفتم چشم. بعد خیلی آهسته از درب اتاقشان آمدم بیرون و از منشی ایشان خواستم نامه دانشگاه را نشانم دهند. ایشان نشانم دادند. سرگیجه گرفتم. دیدم دانشگاه نوشته که علاوه بر اینکه گروه نانوتکنولوژی پزشکی به من نیاز دارد، گروه فارماکولوژی هم به من نیاز دارد به همین علت بجای انجام طرح نیروی انسانی، با انجام تعهدات ضریب k من موافقت کرده بود. حالا علت چی بود؟ قرار بود گروه فارماکولوژی این دانشگاه مجوز آموزش کارشناسان ارشد سم شناسی در گروه فارماکولوژی را بگیرد و چون برای اینکار به ۲ متخصص سم شناسی نیاز داشت و فقط یک متخصص سم شناسی در این گروه بود، برای من اعلام نیاز کرده بود. یعنی بدلیل نیاز همزمان گروه های نانوتکنولوژی پزشکی و فارماکولوژی به تخصص من، هر دو گروه اعلام نیاز کرده بودند و بدلیل این نیاز بالا، دانشگاه علوم پزشکی ایران با انجام تعهدات ضریب k من موافقت کرده بود. موضوعی که روح من هم از آن خبردار نبود و امداد غیبی از سوی پروردگار یکتا بود. من خواهش کردم که خانم منشی یک کپی از آن نامه به من بدهند که ایشان هم دادند.

به این ترتیب شد که تعهدات ضریب k را بمدت ۱۰ سال در این دانشگاه از خرداد سال ۱۳۸۸ آغاز کردم.

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

سال جدید را با نام و یاد پروردگار یکتا آغاز می کنیم.

هر سال وقت سال تحویل با قرآن قدیمی خودم استخاره می کنم. امسال آیه ۵۵ سوره مبارکه توبه آمد:

فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ.

مبادا از کثرت اموال و اولاد آنها متعجب شوی. خدا می‌خواهد آنها را به همان مال و فرزندان در زندگانی دنیا عذاب کند و ساعت مرگ، جان آنها به درآید در حالی که کافر باشند.