سید وحید هنوز هم دل نگرانی؟

- سید وحید ۲۴ فروردین همین امسال بود که گفتی دل نگرانی. هنوز هم دل نگرانی؟

- بله آقا هنوز هم دل نگرانم.

- چرا سید وحید؟

- هیچی آقا! هیچی! گذشت زمان همه چیز را معلوم می کند. لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. آقا برای همه دعا کنید بخصوص برای من که به دعای شما احتیاج مبرم دارم.

السلام علیک یا حجت ابن الحسن العسکری

فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ

فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۱۳۷

تکنیکهای آزمایشگاهی

به دانشجویان عزیزم اکیدا" توصیه دارم که اگر در سر سودای تحصیل در خارج در رشته های علوم تجربی و پزشکی دارند یا اینکه می خواهند برای فرصت مطالعاتی یا پست دکترا اقدام کنند، حتما" تا آنجا که می توانند روشها و تکنیکهای مختلف آزمایشگاهی را یاد بگیرند. البته این کفایت نمی کند که شما مثلا" در رزومه خودتان بنویسید مثلا" من ۱۰۰ تا روش و تکنیک آزمایشگاهی را بلد هستم. چرا؟! برای اینکه اینقدر آدم متقلب با رزومه های تقلبی و H ایندکسهای بالای کاذب (از طریق سایتیشن همدیگر) رفته خارج و گند کارش آنجا درآمده که هیچ چیز بلد نیست که اساتید خارجی بسیار با ملاحظه و شک و تردید به افرادی که برای دپارتمانها یا آزمایشگاههای آنها اقدام می کنند پذیرش می دهند. پس چه باید کرد؟! باید به موازات اینکه این روشها و تکنیکهای آزمایشگاهی را یاد می گیرید از خودتان و کارهای عملیتان ویدئو به زبان انگلیسی تهیه کنید و در پلتفرمهای بین المللی مثل یوتیوب قرار بدهید تا وقتی برای خارج اپلای می کنید، آنها متوجه شوند که واقعا" چیزی بلد هستید.

موفق و موید باشید

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم

فقط مرگ چاره ساز است

یکی از کارمندان و دوستان دانشگاه علوم پزشکی ایران برایم تعریف می کرد که فلان مسئول دانشگاه را می بینی که چطور پرسنل را اذیت می کند؟ گفتم چطور مگه؟ گفت همین آقا چند سال پیش سرطان بخش تحتانی روده بزرگ گرفته بود و در بیمارستان حضرت رسول (صلوات الله علیه) بستری شده بود. این همکار با شیوه و روش خاص خودش در تقلید رفتار آن زمان این مسئول دانشگاه می گفت ایشان روی تخت بیمارستان افتاده بود و هی می گفت "حلالم کنید، حلالم کنید"!!! الآن که حالش خوب شده گویا اصلا" یادش رفته که خدا چطور با آن بیماری تا دم مرگ بردش ولی افسوس که عبرت نگرفته است و دوباره شروع به آزار خلق خدا کرده است.

آری برای یک سری افراد فقط مرگ چاره ساز است. فقط مرگ.

نقل قول

بعضا" مشاهده کرده ام که در برخی از سایت ها و خبرگزاریها مطالبی با ذکر نام اینجانب منتشر شده است. بدینوسیله به اطلاع عموم می رسانم که هرگونه نقل قول از طرف اینجانب بدون تایید و اجازه اینجانب از درجه اعتبار ساقط می باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی

دکتر سید وحید شتاب بوشهری

متخصص سم شناسی-داروشناسی

کاندیدا

خانم دکتری هستند که حدودا" ۴ سالی هست که مرتب برای من پیام تبریک سال نو یا روز استاد و از این نوع مناسبت ها می فرستند. حدودا" ۴ سال پیش بود که در واتس آپ رزومه خود را برای من فرستادند (از آن رزومه های تبلیغاتی انتخابانی که از هرگونه مدرک و هنری در آن بود) و التماس دعا داشت که برای انتخابات مجلس به ایشان رای بدهم و همکاران و خانواده ام را هم ترغیب بکنم که به ایشان رای بدهند. من به ایشان پاسخی ندادم. نمی دانم شماره همراه من را از کجا پیدا کرده بود. از آن زمان به بعد به هر بهانه ای، تبریک سال نو، شب یلدا، شهادت ائمه اطهار و غیره برای من پیام تبریک یا تسلیت می فرستند. برای انتخابات مجلس امسال هم مجددا" فرستاد. اصلا" منظور ایشان هم همین بود که مثلا" بفرمایند من به یاد شما هستم، شما هم برای انتخابات نام من را به یاد داشته باشید.

روی صحبتم با ایشان و امثالهم است. شما که برای صحبت ها و درخواستهای من پشیزی ارزش قائل نبودید و اهمیت ندادید، چگونه از من توقع دارید که به شما رای بدهم. آقا جون من ۵ سال است که مرده ام. بروید سراغ یک نفر دیگر. اکیدا" توصیه می کنم که خیلی از دست شما ناراحت هستم. چوب امثال شما را خیلی خورده ام. سراغ من نیایید. بروید کفو خود را پیدا کنید.

اسلام سیاسی یا سیاست اسلامی

اسلام سیاسی یا سیاست اسلامی، مسئله این است.

رفیق من

پروردگارا! مهربانا! ای رفیق مناجات من. ای رفیق روز و شب من. ای رفیق قیام و قعود من. ای رفیق رکوع و سجود من. ای رفیق خواب و بیداری من. ای رفیق تنهایی هایم. ای رفیق لحظات خوف و رجاء من. ای رفیق سلامتی و بیماری های من. ای رفیق دارایی ها و نداری های من.

تویی تنها و تنها و تنها رفیق واقعی. تویی که صدها بار از پدر و مادر هم مهربانتری.

پروردگارا! اگر این بنده ات بدرگاهت کوتاهی کرده است به بزرگی و کرم خویش بر او ببخش. پروردگارا! تو خود شفیع این بنده ات در روز جزا باش. یا ارحم الراحمین.

محیط زیست و حیات انسان

دو موضوع بسیار مهم هستند که تقریبا" از حدود ۱۵۰ سال پیش تا کنون که زندگی انسان ماشینی شده است بیشتر نمود پیدا کرده است. اول اینکه هرچقدر انسان از محیط زیست واقعی خود که طبیعت است، بیشتر فاصله بگیرد، بیشتر آسیب می بیند و دوم اینکه انسان هرچقدر به محیط زیست خودش بیشتر آسیب بزند، خودش نیز بیشتر آسیب می بیند چرا که حیات انسان در گرو حیات موجودات زنده موجود در محیط زیست خودش است.

حالا هی درخت قطع کنند و به محیط زیست آسیب برسانند. هی فاضلابهای صنعتی را به رودخانه ها و دریاها بریزند. هی پلاستیک ها و پلیمرهای تجزیه ناپذیر وارد محیط زیست بکنند. تا چه شود ...

حق الناس

حق الناس را هیچ چیز نمی تواند درستش کند. یعنی شما اگر زیارت عاشورا را هم قورت بدهی، اصلا" بخوری، خوبه! حق الناس گردنت باشد، نگاهت نمی کنند. با آبروی مردم بازی کردی، زیارت عاشورا می خوانی؟! رفتی یک شغلی را غصب کردی که لایقش نیستی، پستش را نداری اما چون داییت، عموت، آقا جونت، کیه و کیه توی فلان اداره آشنا داشته، تو را ایجوری چپوندن توی اداره! درحالیکه این پست و این شغل حق شما نیست و تو هم رفتی خوشگل هم نشستی، چهارزانو، حقوقش هم می گیری دو لوپه هم می خوری! از گوشت سگ نجستره! نوش جونت!!!

بخشی از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مهدی دانشمند

اعتبار استاد

اعتبار یک استاد به چیست؟

به لباسش است؟

به مدل ماشینش است؟

به مبلغ مندرج در فیش حقوقیش است؟

به داشتن ارتباطات شغلی با از ما بهتران است؟

به داشتن لابی قوی است؟

به زورگویی اوست؟

به نمره دادن است؟

خیر! به مقبولیتش بین دانشجویان و درست درس دادن او است.

استغفر الله

حدود دو سال پیش اوایل پاییز بود که برای خرید چند عدد پیچ و مهره راهی خیابان قزوین پاساژ فرجی شدم چون آنجا بورس پیچ و مهره است. خرید کردم و از عرض خیابان عبور کرده و به ضلع شمالی خیابان قزوین رفتم و از آنجا به سمت شرق یعنی میدان قزوین حرکت کردم که از آنجا ماشین سوار بشوم و به میدان انقلاب و بعد به منزل برگردم. همانطور که به میدان قروین نزدیک شدم به یکباره یک دختر جوانی سینه به سینه من شد. من ناگهان به عقب رفتم طوری که نزدیک بود به داخل جوی آب بیفتم. یک لحظه نگاهی به ایشان انداختم. دختری حدود ۲۲-۲۱ ساله با موهای خرمایی و بسیار زیبا بود. چشمانم را بلافاصله به زمین دوختم. ایشان از اینکه به یکباره سد راه من شده بود عذر خواهی کرد و گفت: آقا دارید ۲۰۰ هزار تومن از روی برادری به من بدهید. من عرض کردم ببخشید. جالب بود که کنار عابر بانک هم ایستاده بود بلکه مثلا" شاید برایش کارت به کارت هم بکنند. من راهم را کج کردم و از کنار ایشان به مسیرم ادامه دادم و به آنسوی میدان قزوین رفتم تا ماشین سوار شوم. از روی کنجکاوی ایستادم و از دور نظاره گر آن بودم که این دختر جوان جلوی هر کس و ناکسی را میگرفت و تقاضای پول میکرد. فکر می کنم بیش از ۱ دقیقه نشد که به یک موتور سوار گفت و او هم سوارش کرد و رفتند و در شلوغی خیابان گم شدند.

ای وای بر من. ای وای بر من. ای اف بر تو سید وحید. شاید اگر آن ۲۰۰ هزار تومن را به او می دادی حداقل دیگر در آن روز به بیراهه نمی رفت. شاید فرجی می شد و راهش عوض می شد. شاید... ای وای از آتش جهنم. ای خاک بر سرت سید وحید. ای خاک بر سرت.

مسمومیت با اتانول و متانول

بدلیل افزایش تعداد مسمومیت با الکل و مرگ و میر ناشی از آن در کشورمان موارد ذیل جهت اطلاع از علائم بالینی و نحوه درمان خدمت عموم ملت ایران و بویژه همکاران محترم پزشک توضیح داده می شود:

الکلها ترکیبات آلی هستند که کاربردهای مختلف در صنایع شیمیایی، دارویی و آرایشی-بهداشتی دارند. الکل اتیلیک یا اتانول به فرمول CH3-CH2-OH را الکل خوراکی یا قابل شرب (العیاذ بالله) می نامند که معمولا" بعنوان یک حلال و یک ضدعفونی کننده از آن استفاده می شود. این ماده، مایعی بی رنگ با بوی مشخص می باشد و بخوبی و به هر نسبتی با آب مخلوط می شود و واکنش حل شدن آن در آب گرما زا است. آبجو حدود ۷٪، شراب حدود ۱۵٪ و ویسکی حدود ۴۰٪ الکل دارند. بعد از خورده شدن، اتانول بسرعت و سهولت جذب می شود و بر اساس محتوای آب بافتها در بدن توزیع می شود. اتانول توسط آنزیم الکل دهیدروژناز در کبد تبدیل به استالدهید می شود. ماده اخیر توسط آنزیم آلدهید دهیدروژناز تبدیل به اسید استیک و ماده اخیر نیز در نهایت تبدیل به دی اکسید کربن و آب می شود. اتانول از طریق ادرار، هوای بازدم، عرق و بزاق نیز دفع می شود. استالدهید مسئول اثرات تخدیری اتانول می باشد.

دوز متوسط کشنده اتانول در یک انسان حدود ml 300-400 الکل خالص می باشد. اتانول با سرعت mg/kg/hr 100-110 به آب و CO2 تبدیل می شود و در غلظت پلاسمایی mg/ml 1, متابولیسم آن اشباع می شود و سرعت متابولیسم، ثابت و بدون تغییر می شود. در غلظت پلاسمایی mg/ml 0.5-1.5 باعث مسمومیت خفیف می شود که علائم آن شامل: کاهش کنترل بر عملکرد مغز، اختلال بینایی خفیف، عدم هماهنگی عضلات خفیف و کاهش سرعت واکنش به محرکها. در غلظت پلاسمایی mg/ml 1.5-3 اتانول باعث مسمومیت متوسط می شود که علائم آن شامل: اختلال بینایی مشخص، از دست دادن حس، عدم هماهنگی عضلات، کاهش سرعت واکنش به محرکها و اختلال در تکلم. در غلظت پلاسمایی mg/ml 3-5 اتانول باعث مسمومیت شدید می شود که علائم آن شامل: عدم هماهنگی عضلات قابل توجه، اختلال بینایی یا دوبینی، کرختی (stupor), گاهی کاهش شدید قند خون، کاهش دمای بدن (هایپوترمی)، انحراف هر دو چشم به یک سمت

(conjugate deviation of eyes)، سفتی اکستنسور دستها و پاها

(rigidity of extensor extremities)، رفلکس بابنسکی یکطرفه یا دوطرفه، تشنج و قفل شدن فک (trismus). در غلظت پلاسمایی اتانول بالای mg/ml 5 باعث کما و مرگ می شود.

ارزیابی آزمایشگاهی: تعیین سطح خونی اتانول، اندازه گیری BUN و Cr, اندازه گیری قند خون، اندازه گیری ABG, اندازه گیری آمیلاز خون.

درمان: اصلاح عدم تعادل اسید-باز و الکترولیتها، باز نگهداشتن راههای هوایی مریض، اصلاح دهیدراتاسیون، اصلاح هایپوگلایسمی، اینتیوباسیون در صورت لزوم.

و اما از نظر مسمومیت، مهمتر از اتانول، متانول یا الکل چوب است.

الکل متیلیک یا متانول یا الکل چوب به فرمول CH3OH مایعی بی رنگ و با بوی مشخص می باشد که با هر نسبتی با آب مخلوط می شود و واکنش حل شدن آن در آب مانند اتانول گرمازا است. این ترکیب بعنوان حلال و ضد یخ و جهت تقلیب کننده اتانول یا غیرخوراکی کردن آن (denaturation) مورد استفاده قرار می گیرد. این الکل از تخمیر انگور به همراه چوب آن به همراه اتانول تولید می شود.

بعد از خورده شدن، متانول بسرعت و سهولت جذب می شود و مانند اتانول بر اساس محتوای آب بافتها در بدن توزیع می شود. متابولیسم متانول بسیار کندتر از اتانول است. متانول توسط آنزیم الکل دهیدروژناز در کبد تبدیل به فرمالدهید می شود. ماده اخیر توسط آنزیم آلدهید دهیدروژناز تبدیل به اسید فرمیک می شود. فرمالدهید و اسید فرمیک هر دو مسئول اثرات سمی متانول می باشند. علت آسیب به شبکیه و دیسک اپتیک و نهایتا" کوری در اثر متانول، تولید موضعی فرمالدهید در این نواحی می باشد. اسید فرمیک بیشتر در ایجاد اسیدوز نقش دارد.

علایم مسمومیت با متانول مقداری با تاخیر و ممکن است بین ۸ تا ۳۶ ساعت پس از مصرف ظاهر شوند. بالاترین غلظت اسید فرمیک در خون و ادرار طی ۲ تا ۳ روز پس از مصرف ظاهر می شود. مقدار کمی متانول بصورت دست نخورده در ادرار و هوای بازدم و حدود ۱۰٪ دوز بصورت اسید فرمیک در ادرار دفع می شود.

اثرات اولیه متانول بسیار خفیف تر از اتانول است و معمولا" تا قبل از یک دوره نهفته ۸ تا ۳۶ ساعته دیده نمی شوند. علائم مسمومیت شامل مستی (مانند اتانول)، درد فوق شکمی شدید، اختلال بینایی اغلب بدون بازگشت بصورت کوری، اسیدوز متابولیک شدید و کمای طولانی که در نهایت به مرگ در اثر مشکلات تنفسی منتهی می شود.

یکی از علائم مشخصه بینایی مسمومیت با متانول دیدن بارانی از برف در جلوی چشمان می باشد که در مسمومیت با اتانول دیده نمی شود. بعلاوه اسیدوز متابولیک ناشی از مسمومیت با متانول خیلی بیشتر از اتانول (در صورت وجود اسیدوز) می باشد.

دوز کشنده متانول در بالغین به مقدار زیادی متغیر و بین ml 100-200 می باشد گرچه خوردن ml 30 متانول بطور بالقوه می تواند کشنده باشد. کوری دائمی در اثر مصرف ml 10 می تواند ایجاد شود. گرچه برعکس اتانول، بین غلظت خونی متانول و شدت مسمومیت و ظهور علائم بالینی ارتباط قابل قبولی وجود ندارد اما اثرات سمی متانول معمولا" با غلظت خونی بالاتر از mcg/ml 100 و مسمومیت شدید با غلظت خونی بالاتر از mcg/ml 200 که ممکن است به مرگ منجر شود در ارتباط هستند.

علائم بالینی: در مسمومیت خفیف شامل سردرد و تهوع و بعد از یک دوره کمون، تاری دید موقتی. در مسمومیت متوسط، علائم بالینی شامل سردرد شدید، گیجی، تهوع و استفراغ، و دپرسیون CNS. بینایی ممکن است پس از ۲ تا ۶ روز بصورت موقتی یا دائمی مختل شود. در مسمومیت شدید علائم شامل ظهور علائم فوق با سرعت بیشتر، تنفس کم عمق (dyspnea) ناشی از اسیدوز، وجود یا عدم وجود Kussmaul respiration، سیانوز، کما، افت فشار خون، گشاد شدن مردمک چشمها، پرخونی دیسک اپتیک به همراه تاری اطراف آن. حدود ۲۵٪ بیماران با مسمومیت شدید (دارای بی کربنات خون کمتر از meq/L 20) در اثر مشکلات تنفسی می میرند.

ارزیابی آزمایشگاهی: تعیین سطح خونی متانول، اندازه گیری BUN و Cr, اندازه گیری قند خون، اندازه گیری ABG, اندازه گیری آمیلاز خون.

یافته های آزمایشگاهی: اسیدوز شدید ناشی از سطح بی کربنات خون پائین تر از meq/L 15. سطح متانول خون بالای mcg/ml 500 اندیکاسیون همودیالیز دارد. آنیون گپ بالا، اسیدوز لاکتیک، MCV بالا، هماتوکریت بالا، قند خون بالا، افزایش آمیلاز سرم، افزایش اسملال گپ. در غلظت خونی متانول بالای mcg/ml 30, از ادرار بوی فرمالدهید استشمام می شود.

درمان:

۱- اقدامات اورژانس: اگر مشخص باشد که متانول طی ۲ ساعت گذشته مصرف شده، استفراغ با شربت ایپکاک انجام می شود و شستشوی معده با محلول بی کربنات انجام می شود.

۲- پادزهر: اتانول پادزهر متانول است چون آنزیم الکل دهیدروژناز را به خود مشغول می کند و مانع از متابولیسم متانول به فرمالوهید و اسید فرمیک می شود و طی این مدت اجازه می دهد تا متانول از بدن دفع شود. ابتدا mg/kg 600 بصورت لودینگ دوز و سپس mg/kg/hr 66 برای غیر الکلی ها و mg/kg/hr 154 برای الکلی ها. اتانول باید بصورت اینفیوژن داخل وریدی محلول ۱۰٪ اتانول در D5W (دکستروز ۵٪ در آب) تجویز شود. از اتانول جهت کاهش متابولیسم متانول و افزایش دفع آن استفاده می شود. غلظت درمانی اتانول باید در محدوده mg/ml 1-1.5 باشد. تجویز فومپیزول یا 4methylpyrazole. این ماده بعنوان پادزهر مسمومیت با متانول می باشد و باعث مهار الکل دهیدروژناز می شود و متابولیسم متانول را مهار می کند. البته کمیاب و گران قیمت است.

۳- اقدامات کلی:

الف- تصحیح اسیدوز با بی کربنات

ب- تجویز L 4 مایعات در روز بصورت خوراکی یا وریدی جهت حفظ خروجی ادرار

ج- درصورت پیشرفت سریع علائم و عدم پاسخ مناسب به تجویز اتانول یا عوامل قلیایی کننده (بی کربنات) یا غلظت خونی بالاتر از mcg/ml 500 متانول، استفاده از همودیالیز.

در مسمومیت حاد با متانول، بویژه وقتی تشخیص داده نمی شود، ۲۵ تا ۵۰ درصد بیماران، بهبود نمی یایند. اختلال بینایی که تا یک هفته ادامه داشته باشد معمولا" بهبود نمی یابد.

امیدوارم مفید فایده بوده باشد.

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم

عدم وجود آزمایشگاه سم شناسی بالینی و مسمومیت ها

حدود دو سال پیش بود که حدود ساعت ۱۱ شب همسرم سراسیمه مرا از خواب بیدار کرد و گفت که پسر بزرگمان حالش خوب نیست. من هراسان از خواب پریدم و بر سر بالینش حاضر شدم. اولین مرحله در تشخیص، گرفتن شرح حال و معاینات بالینی است. بقول معروف history taking and physical examination

عرض کردم پسرم چه قسمتی از بدنت مشکل پیدا کرده، گفت گرگرفتگی دارم و پشت گردنم داغ شده. از یکسال قبل از این حالت، ایشان بدلیل شیوع کرونا و آمورش مجازی بسیار کم تحرک شده بود. هر چه هم من به ایشان اصرار میکردم که شما جوان هستید و باید حداقل ۱ ساعت در روز پیاده روی بکنید، توجه نمی کرد. همسرم هم از سر دلسوزی نابجای مادرانه پشتیبانی ایشان را می گرفت. به هر حال گفتم، ادرارت هم پر رنگ شده؟ گفت آری. عرض کردم بدلیل کم تحرکی، کبدت تنبل شده. مقداری عرق کاسنی و یک قرص NAC به ایشان دادم و فردا بردمش دکتر و آزمایشگاه که آزمایش بدهد. قبل از اینکه ببرمش دکتر، ml 5 خون از ایشان و از خودم و بقیه اعضاء خانواده گرفتم و بردم آزمایشگاه و یک آزمایش خیلی تخصصی کبد روی آنها انجام دادم. اندازه گیری را انجام دادم و نمودارهای مربوطه و محاسبات را روی همه نمونه های خون انجام دادم. البته نتیجه را از قبل حدس می زدم. آری، کبد ایشان با نصف ظرفیت کبد دیگر اعضاء خانواده کار می کرد. به هر حال ابتدا بردیمش نزد یک پزشک متخصص، ایشان گفت پسرم تو جوانی هر چه دلت می خواهد بخور هیچ چیزت نیست. عرض کردم عجب! پس ما مریض هستیم که ایشان را پیش شما آورده ایم. بردیمش نزد یک پزشک دیگر و از ایشان خواستم علاوه بر آزمایسات روتین کبدی، آن آزمایش فوق تخصصی کبدی (که جزو آزمایشات سم شناسی است) را هم در دفترچه بنویسد. ایشان نوشت. بردیم یک آزمایشگاه معروف (در تهران) و آزمایش داد. خیلی برایم جالب بود که بیلی روبین indirect ایشان خیلی بالا بود ولی نتیجه آن آزمایش فوق تخصصی کبدی را آزمایشگاه، نرمال گزارش کرده بود. به هر حال خودم بر اساس دانش خودم با داروهای طبیعی تقویت کننده کبدی حالش را خوب کردم.

آقای وزیر بهداشت، آقای معاونت درمان، آقای رئیس آزمایشگاههای مرجع سلامت معاونت درمان، بیش از ۱۵ سال است که ما سم شناسان پیگیر دریافت مجوز تاسیس آزمایشگاه سم شناسی بالینی و مسمومیت هستیم که جزو حقوق مسلم ماست. هر روز بهانه ای آورده اید و تا کنون اجازه نداده اید. پرونده درخواست مجوز صدور این آزمایشگاه، مثنوی صد من کاغذ شده است.

امروز صبح یکی از همکارانم برایم خبری فرستاد که تعدادی پزشک متخصص در شیراز، مسموم شده اند و برخی فوت کرده اند.

آقای وزیر بهداشت، آقای معاونت درمان، آقای رئیس آزمایشگاههای مرجع سلامت معاونت درمان. به والله قسم که اگر کسی در این کشور در اثر نبود آزمایشگاه سم شناسی بالینی و مسمویت فوت کند چه پزشک چه یک فرد عادی، فرقی نمی کند، خونش به گردن شماست و باید هم در این دنیا و هم در آخرت پاسخگو باشید.

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم

دکتر سید وحید شتاب بوشهری

متخصص سم شناسی

پست بعدی را ان شاء الله بعد از اقامه نماز ظهر خواهم گذاشت.

نصایح این برادر خود را بشنوید

حدود سال ۱۳۸۶ در یکی از آزمایشگاههای دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برای کارهای عملی پایان نامه دکترایم یک دستگاه جذب اتمی در اختیارم گذاشته شده بود. من هم استفاده کردم و آب شیر را از نظر یون سدیم (یکی از شاخصهای شوری آب) بررسی کردم. غلظت یون سدیم بسیار بالا بود طوری که عقربه دستگاه (دستگاه آنالوگ بود نه دیجیتال) به آخرین درجه چسبید. همان سال یک دستگاه تصفیه آب ۶ مرحله ای برای منزل نصب کردم که آب آشامیدنی بهداشتی سالم برای خانواده داشته باشیم. به یکی از خویشاوندان همسرم پیشنهاد دادم که شما هم نصب کنید با لحن بسیار زشتی مرا مسخره کرد. من چیزی نگفتم. عرض کردم هر چه خود صلاح می دانید. نتیجه این شد که هم خودش و هم همسرش بعد از دو سال بیماری پرفشاری خون گرفتند و حتی ریتم قلب همسرش هم تغییر کرد بطوریکه چندین بار دستگاه مانیتورینگ ریتم قلب (هولتر) برایش نصب کردند. غرض، تبلیغ دستگاه تصفیه آب نبود. در هر حال یک روز به من گفت: آقای دکتر چه دستگاه تصفیه آبی نصب کنیم. من هم مشخصات را عرض کردم و نصب کردند و خوشبختانه بیماری فشار خون هر دو به مقدار قابل توجهی کنترل شد. پدر جان چرا در مقابل حقیقت مقاومت می کنی؟! چرا برای خودت و اطرافیانت ارزش قائل نیستی؟! چرا وقتی یک متخصص در حوره کاری خودش به شما توصیه می کند گوش نمی دهی؟!

اداره آبفا پیامک ذخیره سازی آب می زند. از طرفی شاهد سیل و جاری شدن آبهای سطحی هستیم که بدون استفاده هدر می روند. خوب، چرا این آبها را به نحوی مهار نمی کنید که بتوان از آن استفاده کرد؟ شما که دریاچه مصنوعی چیتگر ساخته اید. حتما" باید بی آبی در تابستان اتفاق بیافتد تا بدنبال چاره باشید؟ چرا علاج واقعه را قبل از وقوع نمی کنید؟ بدنبال استحصال آبهای ژرف هستید. می دانید چه خسارات جبران ناپذیری برای کشور دارد؟ حتما" باید مثلا" نصف تهران فرو برود تا چاره کنید؟ چرا حرف های برادرانتان را گوش نمی دهید؟ چرا همه اش بدنبال علاج مشکلات در زمان وقوع هستید؟

ABG

چند شب پیش بود که یکی از همکاران با من تماس گرفت و شرح حال یک بیمار مسموم را با من در میان گذاشت و از من مشاوره خواست. درست نافله عشاء را تمام کرده بودم که زنگ زدند. نتایج گاز خون شریانی (ABG) شامل pH خون، بی کربنات خون, saturation O2, pO2, pCO2 بترتیب 7.17, 20.8, 56.5, 66 و 86.4 بودند. بیمار کراتینین 2.9 و BUN 86 داشت. متاسفانه فقط سدیم و پتاسیم سرم تعیین شده بود و یون کلر اندازه گیری نشده بود تا برای این همکار گرامی anion gap را محاسبه بکنم. در هر صورت، راهنمایی های لازم را کردم و سپس خداحافظی کردم. حالا باز هم یک سری پشت سر من بگویند دکتر بوشهری پایه اش داروساز نیست. مهم نیست. مهم جان بیمارانی مانند این بیمار است.

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم

علم بدون تهذیب

علم بدون تهذیب مانند سم مهلک برای صاحب آن و برای دیگر افراد جامعه است. مانند انرژی هسته ای که توسط مشتی از خدا بی خبر جهت ساخت بمب هسته ای استفاده شد و منجر به کشته شدن میلیونها آدم شد.

منافق

هرآنکس که سخنش با عملش یکی نباشد، منافق است.

هدایت فقط از سوی خداوند است

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (۱۰).

خداوند برای کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت (فرمان) دو بنده صالح ما بودند و به آنها خیانت کردند و آن دو شخص (با وجود مقام نبوت) نتوانستند آنها را از (قهر) خدا برهانند و به آن زنان حکم شد که با دوزخیان در آتش درآیید (۲)

سوره مبارکه تحریم آیه شریفه ۱۰

آری هدایت فقط از سوی خداوند است.

آن را که جای نیست همه شهر جای اوست

آن را که جای نیست همه شهر جای اوست

درویش هر کجا که شب آید سرای اوست

بی‌خانمان که هیچ ندارد به جز خدای

او را گدا مگوی که سلطان گدای اوست

مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست

چندان که می‌رود همه ملک خدای اوست

آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی

بیگانه شد به هر که رسد آشنای اوست

کوتاه دیدگان همه راحت طلب کنند

عارف بلا که راحت او در بلای اوست

عاشق که بر مشاهدهٔ دوست دست یافت

در هر چه بعد از آن نگرد اژدهای اوست

بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست

این پنج روزه عمر که مرگ از قفای اوست

هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد

گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست

از دست دوست هر چه ستانی شکر بود

سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست

سختیش صد سال اوله

یکی از خویشاوندان همسرم می گفت: پیرمردی از خویشاوندانم در شهر دلیجان بود که ۱۲۶ سال عمر کرد. ایشان می گفت: همه می گویند سختیش صد سال اوله. والله بخدا صد سال دوم خیلی سخت تره.

قلبتان به نور الله روشن و نورانی باد ان شاء الله

شترسواری دولادولا

سال ۹۴ بود و من مدیر توسعه امور بین الملل معاونت بین الملل دانشگاه علوم پزشکی ایران بودم (فقط همان سال و بخاطر تفاوت دیدگاه من با معاونت بین الملل آن موقع مرا کنار گذاشت). یک روز صبح دیدم یک خانم حدود ۳۰ ساله با حالت سراسیمه وارد اتاقم شد و گفت سلام آقای دکتر بوشهری حال شما چطوره؟ من عرض کردم ببخشید شما را می شناسم؟ ایشان گفتند زمانی که شما رزیدنت بودید به ما درس می دادید. عرض کردم به هر حال بجا نمی آورم. ایشان توضیح دادند که به همراه همسرشان آمریکا بوده اند و اکنون آمده اند که به کشورشان خدمت (!!!) کنند. من ایشان را به مسئولین مربوطه در معاونت بین الملل ارجاع دادم. بعد قرار شد که موضوع جذب ایشان در جلسه مطرح شود. مطرح شد. من در آن جلسه عرض کردم که بعید می دانم که نیت واقعی ایشان این (خدمت) باشد. آخرش هم نیتش را ندانستم ولی حدس زدم که نوعی توهین به مسئولین دانشگاه باشد. به هر حال از من اصرار و از مسئولین معاونت انکار. نامه ایشان را زدند و جذبش کردند. بعد از یکماه آمد و از همه و از مسئولین معاونت که با جذب ایشان موافقت کرده بودند خداحافظی کرد و رفت. مسئولین معاونت خیلی عصبانی شده بودند چرا که بنوعی دستشان انداخته بود. عرض کردم تحویل بگیرید.

حالا چرا من موافق نبودم. بدلیل اینکه دیده بودم زمانی که دانشگاه علوم پزشکی ایران با دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۸۹ ادغام شد، بسیاری از اعضاء هیات علمی دو تابعیتی رفتند خارج. حالا اگر گفتید کدام کشور؟ انگلیس !!

مدتی در بین مسئولین رده بالای کشور بحث بود که مدیر دوتابعیتی نباید داشته باشیم. چرایش هم همین است. کسی که تا تقی به توقی می خورد و موقعیت خودش را در خطر می بیند و تشریف می برد کشوری که با ایران خصومت دیرینه دارد، چگونه می توان از او انتظار خدمت به کشور داشت؟

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ

در همین صفحه شده که برخی افراد در خصوصی برای من نوشته اند: شما مسلمونای فلان فلان شده، پیغمبرتون ...

در همین صفحه هم شده که از طرف دیگر برای من نوشته اند: بشکند قلمت، مزدور اجنبی و ....

لازم می دانم عرض کنم که من خودم هستم نه شما و شما نیز خودتان هستید نه من. مسلما" آنچه انسان پیش از مرگ می فرستد فقط عمل اوست نه چیز دیگر و لو کره المشرکون و الکافرون.

وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا. سوره مبارکه فرقان آیه شریفه ۶۳

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم