لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

ای آرزوی گمشده من مهمان کیستی؟

امید من ...

ای آرزوی گمشده من مهمان کیستی؟

تو درد منی بگو که درمان کیستی؟

من عاشق خدایم، عشق دلم خدائیست

فرجام کار دلها درویشی و گدائیست

فرجام کار دلها درویشی و گدائیست ...

جنگ زرگری

احتمالا" اخیرا" شنیده اید یا دیده اید که میانه ایلان ماسک و دونالد ترامپ شکراب شده، اما مجددا" ایلان ماسک اظهار پشیمانی کرده. پدر جان! اینها جنگ زرگری است! هر دوی این افراد بیزنیس من و تاجران قهاری هستند، شما چرا باور می کنی؟ اینها اول قهر می کنند تا ارزش سهام برخی شرکتها پائین بیاید که آنها را مفت بخرند، بعد آشتی می کنند که ارزش سهام همان شرکتها بالا برود.

احمق

اخیرا" متاسفانه ویدئویی دیدم که شخصی با نام احسان شاه قاسمی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در یک برنامه تلویزیونی، نوجوانان ایران را احمق (پوزش می طلبم) خطاب کرده است. در عین حال گفته است که "این نسل هیچ کاری نمی تواند بکند، فقط فحش می دهد".

سوال: آیا اینکه جنابعالی، خودتان مجموعه بزرگی از ملت ایران را احمق خطاب می کنید، مصداق فحش دادن نیست؟ بروید ابتدا سخن گفتن بیاموزید. جنابعالی با این ادبیات چگونه می توانید به جوانان این کشور ادب و معرفت بیاموزید؟

همین است که چندین بار تا کنون در این صفحه عرض کرده ام که نحوه جذب هیات علمی در دانشگاه، اشکال اساسی دارد و هر کسی شایستگی معلم شدن را ندارد.

واقعا" متاسفم. پوزش می طلبم اگر در بازگو کردن این مطلب باعث رنجیدن و آزرده شدن جوانان عزیز شدم.

المُعید جل جلاله و عَظُمَ شَأنُهْ

یا مُعید جل جلاله و عَظُمَ شَأنُهْ

با نام و یاد احد واحد

بسم الله الرحمن الرحیم. صبحی دیگر را با نام احد واحد آغاز می کنیم که بند بند و اجزاء وجودمان از اوست. فقط از او مدد می جوئیم که تقدیرمان از اوست.

امور مردم

آقای پزشکیان، تا زمانی که به مسائل داخلی کشور بویژه حق و حقوق مردم توجه نکنید و آنها را حل نکنید و حقوقی از مردم که پایمال شده است را مسترد نکنید به خدای احد و واحد و رسولش قسم می خورم که در مذاکرات نه تنها نتیجه ای نمی گیرید بلکه به تیم مذاکره کننده شما از طرف اجانب توهین هم خواهد شد. حواستان از حق الناس پرت شده عمو جان پرت شده عمو جان.

روح بزرگ

یکی از مباحثی که از نظر سم شناسی بسیار مهم و البته جالب هم هست، مواد روانگردان و توهم زا است. از این مواد می توان به LSD، حشیش، کتامین، PCP و غیره اشاره کرد. در میان این مواد، برخی ترکیبات قارچی هم هستند که توهم زا هستند مثل سایلوسایبین که از قارچ چتری سایلوسایبی گرفته می شود. سرخپوستان آمریکا از اولین اقوامی بودند که از مواد توهم زا منجمله همین قارچ سایلوسایبی و حشیش در مراسم مذهبی خود استفاده می کردند. وقتی قرار بود تصمیم بزرگی بگیرند، رئیس قبیله به جادوگر قبیله ماموریت می داد که با روح بزرگ مشورت کند. جادوگر به تنهایی به بالای کوه می رفت و در سکوت کوهستان، آتش روشن می کرد و مواد توهم زا مصرف می کرد و در اثر توهمات بینایی، روح بزرگ را ملاقات می کرد و با او مشورت می کرد (!!!) و سپس از کوه پائین می آمد و نتیجه مشورت با روح بزرگ را به رئیس قبیله گزارش می داد. در نهایت، به دستور روح بزرگ عمل می کردند !!! هنوز هم افراد احمقی هستند که از این کارها انجام می دهند و فکر می کنند که واقعا" روح بزرگ را ملاقات کرده اند در صورتی که در حقیقت چیزی نیست بجز یک delusion.

سریال معاویه

اخیرا" عربستان سعودی اقدام به ساخت و پخش سریال معاویه ابی سفیان کرده است که بازخوردهای گسترده ای در کشورهای عربی و اسلامی داشته است. در این سریال سعی شده است تا از معاویه یک شخصیت موجه و خوب به تصویر کشیده شود.

اما موضوعی که من می خواهم به آن بپردازم و سوالی که دارم و باید از سازندگان این سریال پرسیده شود این است که مگر نه اینکه شما خلفای راشدین (ابوبکر، عمر، عثمان و علی ابن ابی طالب) را بعنوان خلیفه بعد از پیامبر اسلام قبول دارید؟ مگر نه اینکه امر خلیفه مطاع است؟ پس چرا کسی را که بر روی خلیفه چهارم شما (و امام اول شیعیان علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه) شمشیر کشیده و با او به قتال پرداخته، مدح و ستایش می کنید؟ بروید و دامتان را جای دیگر بگسترانید که این سریالتان هم مانند بسیاری از حرفهای دیگرتان بر دروغ بنیان نهاده شده است.

و صلی الله علی محمد رسول الله و آله و سلم

درس معلم گر بود زمزمه محبتی

اخیرا" ویدئویی بسیار اسفناک و غمناک دیدم که دانش آموزان دبیرستانی بعد از جلسه امتحان، کتابهای درسی خود را پاره می کنند و به کف خیابان می ریزند!!! لینک آن را در زیر ملاحظه می کنید:

https://www.aparat.com/v/ise69hc

بنظر من این مشکل از آن زمان آغاز شد که به زبان فارسی بی توجهی و بی مهری شد، آنچنانکه املاء بسیاری از کلمات توسط فارغ التحصیلان اشتباه نوشته می شد (و هنوز هم می شود) و حتی در بسیاری از خبرگزاری ها هم دیده ام که املاء بسیاری از کلمات بسیار ساده فارسی هم اشتباه نوشته می شود. این شاخ و برگ درخت آموزشی است که از خارستان بیرون آمده است.

قبل از اینکه وارد بحث بشوم و دلایل احتمالی این بدبختی را برشمرم باید عرض کنم که این رفتار دارای اثرات مخرب ملی و بین المللی می باشد.

اثر مخرب بین المللی آن این است که تمام رسانه های خارجی آن را گزارش کرده و آن را تجزیه و تحلیل می کنند و مانند آنچه که قبلا" در مورد پس گرفتن مقالات چاپ شده برخی از اساتید ایرانی توسط مجلات معتبر بین المللی در همین وبلاگ عرض کردم، بازخورد بسیار منفی بین المللی و آبروریزی برای کشورمان خواهد داشت که دلایل آن باید توسط مسئولین وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور و وزارت امور خارجه مورد پیگیری بسیار جدی قرار بگیرد.

اما توصیه اکید دارم تا مسئولین سه وزارتخانه فوق الذکر (اگر مایل به حل این مشکل هستند) این دانش آموزان را در کمال احترام در همان مدرسه جمع کرده و بدون حضور دبیران و مسئولان مدرسه، توسط روانشناسان مجرب از آنها دلایل این کارشان پرسیده شود تا فورا" نسبت به حل مشکلات آنها اقدام بشود. گرچه بنده مطمئن هستم در بسیاری از دبیرستانهای دیگر و حتی دانشگاهها این مشکل وجود دارد که باید بصورت ریشه ای حل بشود.

یکی از فرزندان من تجربی خوانده و دیگری ریاضی. وقتی کتابهای آنها را با کتابهای دوره دبیرستان خودم (در دهه ۶۰) مقایسه می کنم واقعا" متوجه سطح بسیار پائین کیفیت کتب درسیشان می شوم که نشان از سواد پائین مولفین آنها دارد.

من خودم تا همین چند سال پیش بسیاری از کتب دبیرستانم (مربوط به حدود ۴۰-۳۶ سال پیش) را داشتم که متاسفانه بدلیل جابجایی و نقل و انتقال منزل پدری، از بین رفتند اما در اینترنت گشتم و فرم الکترونیک (pdf) آنها را یافتم و دانلود کردم و در کامپیوتر شخصی خود ذخیره کرده ام. هر از چندگاهی به آنها مراجعه می کنم و آنچه که مورد نیازم هست را مطالعه می کنم. من تمامی کتابها و جزوات دوره دانشگاهم را از مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری هنوز بصورت کارتن بندی شده در منزل پدری دارم و برای آنها ارزش بسیار قائلم. هنوز هم هر از چند گاهی به آنها رجوع می کنم و از آنها استفاده می کنم.

نکته بعدی اینکه معلم و استاد، یک فرد عادی نیست. فردی است که تمامی رفتار و گفتار او توسط دانش آموز و دانشجو الگو برداری می شود. اگر معلم یا استادی بدون عشق به تدریس وارد عرصه تعلیم و تعلم شود، چه در دبیرستان و چه در دانشگاه، فقط به صرف اینکه از محل آن درآمدی داشته باشد و ارتزاق بکند، این خیانتی بزرگ به نظام آموزشی کشور و بویژه دانش آموزان و دانشجویان خواهد بود و قطعا" قابل بخشش نخواهد بود. تصور کنید یک دبیر یا یک استاد دانشگاه بخواهد ۳۰ سال بدون عشق به کارش و دانش آموزان و دانشجویان، بر سر کلاس درس حاضر شود و درس بدهد. قطعا" بجز تنفر و انزجار از درس در دانش آموز و دانشجو چیزی ایجاد نخواهد شد. به اعتقاد بنده ریشه آن به زمانی برمی گردد که شخصی با سواد پائین از طریق رانت خواری و تقلب مثلا" در رشته ای که نه سوادش را دارد و نه استعدادش را شروع به تحصیل می کند. این شخص نه فقط جای یک فرد موثر و قوی در جامعه علمی را می گیرد، بلکه خود نیز در آن جایگاه، فردی بسیار ضعیف و مخرب خواهد بود. ببینید کنکورهایی را که هر سال سازمان سنجش اعلام می کند در آن تقلب شده. یک سری افراد بی سواد و نالایق می روند و صندلی های افراد لایق و شایسته را غصب می کنند. ممکن است در نگاه اول چیزی مشخص نشود، اما بعد از مدتی بصورت پاره کردن کتاب درسی و تنفر از درس و مدرسه و دانشگاه ظاهر می شود.

سخن آخر اینکه اکنون، فضای مجازی بسیار پیشرفت کرده است و انواع و اقسام پیام رسانها و پلتفرمها ایجاد شده اند. بمحض تقلب در کنکور یا آزمونهای استخدامی، این مسائل در این شبکه ها پخش و منتشر می شود و مسئولین مربوطه را مجبور به پاسخگویی می کند. بیچاره سید وحید شتاب بوشهری و امثال او که در دهه ۶۰ کنکور دادند و هیچ پیامرسان و شبکه مجازی نبود تا دست خائنان و متقلبان کنکور را رو کند و خیانت آنها را برملا کند.

آقایان مسعول (!!!!) نتیجه برنامه ریزی ها و سوء مدیریت مزمن خود را ببینید و عبرت بگیرید. باشد که ان شاء الله بزودی در محضر مقدس الله نیز پاسخ دهید. البته اگر بتوانید پاسخ دهید و پاسخی برای آن داشته باشید.

و صلی الله علی محمد رسول الله و آله و سلم

دکتر سید وحید شتاب بوشهری

هفتم ذی الحجه الحرام سال ۱۴۴۶ هجری قمری

اسب تورین

فکر می کنم حدود چهار پنج سال پیش بود که تلویزیون، فیلم سینمایی پخش کرد با نام "اسب تورین". این فیلم در واقع یادآور شلاق خوردن اسبی در شهر تورین است که باعث فروپاشی ذهنی فردریش نیچه فیلسوف آلمانی شد. خلاصه داستان به این شرح است که پدر و دختری در یک خانه دورافتاده زندگی می کنند. پدر، از یک دست معلول است و یک سیب زمینی کار است. صبح که می شود، دختر به پدر در پوشیدن لباس کمک می کند. هر دو، روز خود را با خوردن یک سیب زمینی آب پز شروع می کنند. نهار و شام هم به همین شکل صرف می شود. گاهی پدر در کنار پنجره می نشیند و از درون منزل به بیرون نگاه می کند که هوایی گرفته و گرد و خاکی دارد. نهایتا" در یک شب، نفت چراغ نفتی تمام می شود و پدر و دختر در سرما می میرند. موزیک متن فیلم واقعا" تداعی کننده فکر خودکشی است. در حقیقت این فیلم بیشتر جهت شکنجه تماشاگر ساخته شده. این فیلم روایتگر یک زندگی بسیار ساده و فقیرانه است. محتوای پوچ گرایانه این فیلم بسیار شبیه به فیلم بوف کور (نوشته صادق هدایت) است. من که خیلی وقت است تلویزیون نگاه نمی کنم، اما هر از چند گاهی که خانواده تلویزیون می بینند و کانالها را عوض می کنند، می بینم که این فیلم در حال پخش شدن است.

من نمی دانم واقعا" هدف مسئولین صدا و سیما از پخش چنین فیلمهایی با چنین مضامینی چیست اما این را بخوبی حدس می زنم که وقتی آقای پزشکیان می گوید قدیم پنکه و کولر نداشتیم و در دمای ۳۵ درجه بدون مشکل زندگی می کردیم یا اینکه مردم ارزش برق رایگان را نمی دانند و غیره و ذالک، منظورش به احتمال قوی شرایطی بسیار مشابه با متن فیلم اسب تورین است.

عمو جون سیب زمینی الآن کیلویی ۳۲۰۰۰ تومن است. بسم الله آقای پزشکیان، شروع کن و یک سال، خودت و فرزندانت، صبح و ظهر و شب فقط سیب زمینی بخورید. از خودتان شروع کنید بعدا" مردم را نصیحت بکنید. شما که خیلی خوب نهج البلاغه قرائت می کنید. پس به آن عمل کنید و ساده زیست باشید.