دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

پروردگار من آنکس است که خورشید را از مشرق بیرون می آورد

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (۲۵۸).

آیا آنکس (نمرود) را ندیدی که خداوند به او پادشاهی داده بود با حضرت ابراهیم (سلام الله علیه) درباره پروردگارش به مجادله و ستیز و گفتگوی بی منطق پرداخت؟! هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده می کند و می میراند (نمرود) گفت: من هم زنده می کنم و می میرانم. (و برای مشتبه کردن کار بر مردم، دستور داد دو زندانی محکوم را حاضر کردند، یکی را آزاد کرد و دیگری را کشت) ابراهیم گفت: خدا خورشید را از مشرق بیرون می آورد، تو اگر می توانی آن را از مغرب بیرون بیاور. پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد. و خدا گروه ستمگر را هدایت نمی کند (۲۵۸).

سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۲۵۸.

وَأَوْفُوا بِعَهْدِي

وَأَوْفُوا بِعَهْدِي. سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۴۰

پروردگارا آن زمان که با ذات مقدست پیمان بستم از تمام سختی ها در این راه آگاه بودم. اکنون هنوز هستم بر آن پیمانی که با تو بستم. از ذات پاک و مقدست درخواست دارم که مرا در این را ثابت قدم نگه داری.

و صلی الله علی محمد و سلم

قناعت

قال علی ابن ابی طالب علیه السلام: الْقَنَاعَهُ مَالٌ لَایَنْفَدُ.

حضرت علی علیه السلام فرمودند: قناعت، مالی است که تمام نمی شود.

من ورودی سال ۱۳۶۸ رشته زیست شناسی دانشکده علوم دانشگاه تهران هستم. یک هم رشته ای داشتم ورودی ۱۳۶۹ که اهل مازندران بود. پسر بسیار سربه زیر و باحیاء و درسخوانی بود. فکر کنم تا زمان فارغ التحصیلی من از دوره کارشناسی، یک دست لباس بیرونی بیشتر نداشت. بسیار قانع و بسیار کم غذا بود. بسیار در خرج کردن حسابگر بود. از وام تحصیلی دانشجوی که به ایشان می دادند (و ما هم می گرفتیم) با دقت و محاسبه استفاده می کرد. پنج شنبه و جمعه ها که دانشگاه تعطیل بود، صبحانه یک لیوان چای شیرین با تکه ای نان می خورد و نهار یک تخم مرغ آب پز با تکه ای نان و شام هم تکه ای نان با یک لیوان چای. در تمام مدتی که من ایشان را می شناختم، روش ایشان همین بود. اکنون هیات علمی یکی از دانشگاههای شمال کشور است.

تنها کسی در زندگی که به او حسادت کردم و می کنم، ایشان بوده و هستند.

سلام و درود خدا بر ایشان. خدا حفظشان کند.

زندگی همچون گردابی است

زندگی همچون گردابی است متشکل از دوایر متحد المرکز. در زمان بچگی و جوانی، انسان بر روی دوایر بزرگتر حرکت می کند. بنابراین در جوانی، زندگی کندتر سپری می شود. هرچقدر انسان پیرتر می شود به مرکز دوایر نزدیکتر می شود و بر روی دوایر کوچکتر حرکت می کند و بنابراین زندگی در پیری، تندتر سپری می شود.

و صلی الله علی محمد رسول الله و سلم

جاسوسان دروغ زن و خورندگان مال حرام

سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ۚ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ۖ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا ۖ وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ.

آنها جاسوسان دروغ‌زن و خورندگان مال حرامند، اگر به نزد تو آمدند خواهی میان آنها حکم کن یا روی از آنها بگردان، و چنانچه روی از آنها بگردانی هرگز کوچکترین زیانی به تو نتوانند رسانید، و اگر حکم کردی میان آن‌ها به عدالت حکم کن، که خدا عدالت پیشه گان را دوست می‌دارد.

سوره مبارکه مائده آیه شریفه ۴۲

هرچه گفتیم جز حکایت دوست- در همه عمر از آن پشیمانیم

ما گدایان خیل سلطانیم- شهربند هوای جانانیم

بنده را نام خویشتن نبود- هر چه ما را لقب دهند آنیم

گر برانند و گر ببخشایند- ره به جای دگر نمی‌دانیم

چون دلارام می‌زند شمشیر- سر ببازیم و رخ نگردانیم

دوستان در هوای صحبت یار-زر فشانند و ما سر افشانیم

مر خداوند عقل و دانش را- عیب ما گو مکن که نادانیم

هر گلی نو که در جهان آید- ما به عشقش هزاردستانیم

تنگ چشمان نظر به میوه کنند- ما تماشاکنان بستانیم

تو به سیمای شخص می‌نگری- ما در آثار صنع حیرانیم

هر چه گفتیم جز حکایت دوست- در همه عمر از آن پشیمانیم

سعدیا بی وجود صحبت یار- همه عالم به هیچ نستانیم

ترک جان عزیز بتوان گفت- ترک یار عزیز نتوانیم