درس معلم گر بود زمزمه محبتی
اخیرا" ویدئویی بسیار اسفناک و غمناک دیدم که دانش آموزان دبیرستانی بعد از جلسه امتحان، کتابهای درسی خود را پاره می کنند و به کف خیابان می ریزند!!! لینک آن را در زیر ملاحظه می کنید:
https://www.aparat.com/v/ise69hc
بنظر من این مشکل از آن زمان آغاز شد که به زبان فارسی بی توجهی و بی مهری شد، آنچنانکه املاء بسیاری از کلمات توسط فارغ التحصیلان اشتباه نوشته می شد (و هنوز هم می شود) و حتی در بسیاری از خبرگزاری ها هم دیده ام که املاء بسیاری از کلمات بسیار ساده فارسی هم اشتباه نوشته می شود. این شاخ و برگ درخت آموزشی است که از خارستان بیرون آمده است.
قبل از اینکه وارد بحث بشوم و دلایل احتمالی این بدبختی را برشمرم باید عرض کنم که این رفتار دارای اثرات مخرب ملی و بین المللی می باشد.
اثر مخرب بین المللی آن این است که تمام رسانه های خارجی آن را گزارش کرده و آن را تجزیه و تحلیل می کنند و مانند آنچه که قبلا" در مورد پس گرفتن مقالات چاپ شده برخی از اساتید ایرانی توسط مجلات معتبر بین المللی در همین وبلاگ عرض کردم، بازخورد بسیار منفی بین المللی و آبروریزی برای کشورمان خواهد داشت که دلایل آن باید توسط مسئولین وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور و وزارت امور خارجه مورد پیگیری بسیار جدی قرار بگیرد.
اما توصیه اکید دارم تا مسئولین سه وزارتخانه فوق الذکر (اگر مایل به حل این مشکل هستند) این دانش آموزان را در کمال احترام در همان مدرسه جمع کرده و بدون حضور دبیران و مسئولان مدرسه، توسط روانشناسان مجرب از آنها دلایل این کارشان پرسیده شود تا فورا" نسبت به حل مشکلات آنها اقدام بشود. گرچه بنده مطمئن هستم در بسیاری از دبیرستانهای دیگر و حتی دانشگاهها این مشکل وجود دارد که باید بصورت ریشه ای حل بشود.
یکی از فرزندان من تجربی خوانده و دیگری ریاضی. وقتی کتابهای آنها را با کتابهای دوره دبیرستان خودم (در دهه ۶۰) مقایسه می کنم واقعا" متوجه سطح بسیار پائین کیفیت کتب درسیشان می شوم که نشان از سواد پائین مولفین آنها دارد.
من خودم تا همین چند سال پیش بسیاری از کتب دبیرستانم (مربوط به حدود ۴۰-۳۶ سال پیش) را داشتم که متاسفانه بدلیل جابجایی و نقل و انتقال منزل پدری، از بین رفتند اما در اینترنت گشتم و فرم الکترونیک (pdf) آنها را یافتم و دانلود کردم و در کامپیوتر شخصی خود ذخیره کرده ام. هر از چندگاهی به آنها مراجعه می کنم و آنچه که مورد نیازم هست را مطالعه می کنم. من تمامی کتابها و جزوات دوره دانشگاهم را از مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری هنوز بصورت کارتن بندی شده در منزل پدری دارم و برای آنها ارزش بسیار قائلم. هنوز هم هر از چند گاهی به آنها رجوع می کنم و از آنها استفاده می کنم.
نکته بعدی اینکه معلم و استاد، یک فرد عادی نیست. فردی است که تمامی رفتار و گفتار او توسط دانش آموز و دانشجو الگو برداری می شود. اگر معلم یا استادی بدون عشق به تدریس وارد عرصه تعلیم و تعلم شود، چه در دبیرستان و چه در دانشگاه، فقط به صرف اینکه از محل آن درآمدی داشته باشد و ارتزاق بکند، این خیانتی بزرگ به نظام آموزشی کشور و بویژه دانش آموزان و دانشجویان خواهد بود و قطعا" قابل بخشش نخواهد بود. تصور کنید یک دبیر یا یک استاد دانشگاه بخواهد ۳۰ سال بدون عشق به کارش و دانش آموزان و دانشجویان، بر سر کلاس درس حاضر شود و درس بدهد. قطعا" بجز تنفر و انزجار از درس در دانش آموز و دانشجو چیزی ایجاد نخواهد شد. به اعتقاد بنده ریشه آن به زمانی برمی گردد که شخصی با سواد پائین از طریق رانت خواری و تقلب مثلا" در رشته ای که نه سوادش را دارد و نه استعدادش را شروع به تحصیل می کند. این شخص نه فقط جای یک فرد موثر و قوی در جامعه علمی را می گیرد، بلکه خود نیز در آن جایگاه، فردی بسیار ضعیف و مخرب خواهد بود. ببینید کنکورهایی را که هر سال سازمان سنجش اعلام می کند در آن تقلب شده. یک سری افراد بی سواد و نالایق می روند و صندلی های افراد لایق و شایسته را غصب می کنند. ممکن است در نگاه اول چیزی مشخص نشود، اما بعد از مدتی بصورت پاره کردن کتاب درسی و تنفر از درس و مدرسه و دانشگاه ظاهر می شود.
سخن آخر اینکه اکنون، فضای مجازی بسیار پیشرفت کرده است و انواع و اقسام پیام رسانها و پلتفرمها ایجاد شده اند. بمحض تقلب در کنکور یا آزمونهای استخدامی، این مسائل در این شبکه ها پخش و منتشر می شود و مسئولین مربوطه را مجبور به پاسخگویی می کند. بیچاره سید وحید شتاب بوشهری و امثال او که در دهه ۶۰ کنکور دادند و هیچ پیامرسان و شبکه مجازی نبود تا دست خائنان و متقلبان کنکور را رو کند و خیانت آنها را برملا کند.
آقایان مسعول (!!!!) نتیجه برنامه ریزی ها و سوء مدیریت مزمن خود را ببینید و عبرت بگیرید. باشد که ان شاء الله بزودی در محضر مقدس الله نیز پاسخ دهید. البته اگر بتوانید پاسخ دهید و پاسخی برای آن داشته باشید.
و صلی الله علی محمد رسول الله و آله و سلم
دکتر سید وحید شتاب بوشهری
هفتم ذی الحجه الحرام سال ۱۴۴۶ هجری قمری